خدمت به بندگان خدا در اسلام- 4
221 بازدید
تاریخ ارائه : 4/24/2013 12:58:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

خدمت به بندگان خدا در اسلام- 4 قرآن نیز می گوید: آنچه به سود مردم باشد و جاوید و ماندنی ست و آنچه سودمند نباشد، مانند كف بر روی آب، از بین رفتنی ست و اثری از آن باقی نمی ماند جز ترکیدن حباب های کف. "...فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْكُثُ فِی الْأَرْضِ كَذلِكَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ" (رعد/17):... اما كف به كناری رفته و نابود می شود ولی آنچه به مردم بهره می رساند (مثل آب که در دریا می ماند یا عنصر دیگری که) در زمین می‎ماند. خداوند چنین مثال هایی می زند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در تفسیر آیه ی شریفه "وَ جَعَلَنِی مُبارَكاً أَیْنَ ما كُنْتُ ..."(مریم/ 31) كه درباره حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ نازل شده، می فرماید: مقصود از "جَعَلَنی مُباركاً"، "قالَ نفّاعاً" است (اصول كافی، محمدبن یعقوب کلینی ج 2 / ح 2030 و از باب الاهتمام بأمورالمسلمین ح 11 انتشارات اسوه تهران 1376)؛ یعنی خداوند عیسی را برای مردم بسیار سودمند قرار داد. در حدیث دیگری آمده است: از رسول خدا (ص) پرسیدند: مَن أحَبُّ الناسِ الی الله؟: محبوب ترین مردم كیست؟ فرمود: أنفَعُ الناسِ لِلنّاسِ: آن كس كه وجودش برای مردم سودمندتر باشد.(اصول كافی، ج 2 / ح 2026 و از باب الاهتمام بأمورالمسلمین ح 7)این حدیث، این گونه نیز از حضرت رسول الله (ص)نقل شده: "خَيْرُ النَّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النَّاسُ": بهترین مردم کسی ست که بیشترین بهره دهی را برای مردم داشته باشد. (من لا يحضره الفقيه : ج 4ص 394، أبي جعفرمحمد بن علي بن حسين بن بابويه قمي معروف به شيخ الصدوق، انتشارات اسلامي جامعه مدرسين، قم و مستدرک الوسائل، ج 2، ص 403)در حدیثی دیگر آمده كه پیامبر اكرم( ص) فرمود: "اَلخلقُ عِیالُ الله فَأحبُّ الْخلق إلی الله من نَفَع عیالَ الله و ادْخل علی اهلِ بیْتٍ سُرُوراً." (اصول كافی، ج 2 / ح 2025 و از باب الاهتمام بأمورالمسلمین ح 6)مردم خانواده و نان خور خداوندند. محبوب ترین آنها نزد خدا كسی است كه به عیال خدا بهره رسان باشد و اهل خانه ای را خوشحال كند. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: "دَخَلَ عَبْدٌ الجنَّهَ بِغُصْنٍ من شوكٍ كان علی طریقِ الْمسلمین فَاَماطَهُ عنهُ"( سفینة البحار، ج 2صفحه 82): بنده ای از بندگان خدا به خاطر این كه شاخه خاری را از سر راه مسلمانان برداشت، وارد بهشت شد.خداوند تعالی می فرماید: همچنان كه خداوند با فضل و رحمت با شما رفتار می كند شما نیز نسبت به یكدیگر دارای فضل و نیكی باشید: وَلا تَنْسَوا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ)(بقره /237) ، مبادا این رابطه فطری و الهی را فراموش كنید. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: "أنْسكُ النّاسَ نُسكاً أنْصَحُهُمْ جَیْباً وَ‌اسْلَمُهُم قلباً لِجَمیعِ الْمسلمینَ" (اصول كافی، ج 2 / ح 2021 و از باب الاهتمام بأمورالمسلمین ح 2): پاکترین ترین یا عابدترین مردم آن كسی است كه نسبت به مردم دلسوزپاکدل و نسبت به تمام مسلمانان قلب باصفاتری داشته باشد.دلسوزی و مهرورزی انسان بی غرض و مرض، با داشتن دلی پاک و پر از دلسوزی برای مردم، او را به مقام والای پرستش خداوندی می رساند. نه این که روحیه ای داشته باشد که بگویند: "گربه، محض رضای خدا موش نمی گیرد". همیشه دلسوز و برای رضای خدا به مردم خدمت کند. به همین مناسبت پیامبر اسلام می فرماید: "أحَبُّ عبادِاللهِ الی الله انفعُهُم لِعِبادِهِ": دوست داشتنی ترین فرد نزد خداآن فردی ست که برای بندگان خدا سودمندتر است. (نهج الفصاحه ح 86 و نهج الفصاحه موضوعی واژه ی "نفع"ح 1 ص 628) میزان افرادبرتر و نزدیکتر به رسول الله(ص)را خود آن حضرت بیان کرده است: اَقْرَبُکُمْ مِنّی غَداً فی اَلمَوقِفِ اَصْدَقُکُمْ فی الحدیثِ وَ اَدّاکُم لِلأمانة وَ اَوْفاکُم بِالعَهد وَ أحسنُکُم خُلقاً وَ أقرَبُکُم مِنَ النّاسِ: نزدیکترین شما به من در ایستگاه فردای قیامت، کسی است که در گفتار راستگوترین و در امانت بهترین برگرداننده و به انجام پیمان باوفاترین و در اخلاق نیكوترین و و نزدیک ترین فرد به مردم(نسبت به مردم برترین خدمتگزارترین) باشد. (بحارالانوار، ج 72 / صفحه 94 و لئالی الأخبار، ج5، حدیث 253)حضرت امام جعفر صادق(ع)از پیامبر اكرم (ص)نقل کرده است:«إنَّما الْمؤمنون فی تَراحُمهم و تَعاطُفِهم بِمنزلهِ الْجَسد الْواحِدِ إذا اشَتَكی مِنْهُ عُضوٌ واحدٌ تداعی لهُ سائِرُ الْجسد بِالْحُمّی والسَّهَرِ: مؤمنان از نظر مهرورزی و عطوفت نسبت به یك دیگر همانند یك پیكرند، اگرعضوی از آن دچار درد ی شد سایر اعضا با تب و تحمل درد با بیداری، همدردی خود را با آن عضو نشان می دهند » (سفینة البحار، ج 1 / صفحه 13. این روایت به همین مضمون در تفسیر قرطبی (چاپ بیروت، جزء / 16 صفحه 327برگرفته از "نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي"، ص477 محمد رضا مهدوي كني)