خدمت به بندگان خدا در اسلام- 3
42 بازدید
تاریخ ارائه : 4/22/2013 8:56:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

خدمت به بندگان خدا در اسلام- 3

علامه ی شیخ بهایی آن مرد عرفان و اندیشه و فقیه وارسته چه زیبا سروده است تا ارزش خدمت به مردم را به ما بیاموزد:همه روز روزه بودن؛ همه شب نماز کردن/ همه ساله حج نمودن؛ سفر حجاز کردن؛ ز مدینه تا به کعبه ، سروپا برهنه رفتن/ دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن؛ به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن / ز ملاهی و مناهی، همه احتراز کردن؛ شب جمعه ها نخفتن؛ به خدای راز گفتن / ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن؛به خدا که هیچ کس را، ثمر آن قدر نباشد/ که به روی ناامیدی، در بسته باز کردنحافظ هم می گوید خوشا دل شاد کنان: گفتم هوای میکده غم می برد ز دل / گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنندو گلایه از بی توجهان به ناتوانان:ترا که هرچه مراد است در جهان داری!/ چه غم زحال ضعیفان ناتوان داری؟و تأکید بر بهره رساندن به ضعیفان که وقت از دست می رود:دایم گل این بستان ، شاداب نمی ماند/ دریاب ضعیفان را در وقت تواناییحافظ کمک کردن به دیگران را راه کامرانی و عمر طولانی آفرین می داند:بده تا به رویت گشایند باز / در کامرانی و عمر درازسعدی که خود عابد و زاهد و خوش مشرب است. مانند شیخ بهایی آن چنان غرق در خدمت به خلق است و آن را ارزشمند می داند که ازهمه ی روش های رسیدن به خالق، برترش می پندارد:طریقت به جز خدمت خلق نیست / به تسبیح و سجاده و دلق نیست"قدم" باید اندر طریقت نه "دَم"/که اصلی ندارد دم بی قدموکسی را که در فکر بیچارگان نباشد، انسان نمی داند:تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی! در جای دیگر نتیجه ی بخشش در دنیا را یافتن جایگاه برتر آخرتی می داند:کرم کن که فردا که دیوان نهند/ منازل به مقدار احسان دهندسعدی نیز خوشحال کردن دیگران را عاملی برای خوش بودنِ بخشنده می داند:نخواهی که باشد دلت درد مند/ دل دردمندان برآور زبندو تشویق می کند تا آسایش دیگران را بر خود ترجیح دهند:خنک آن که آسایش مرد و زن /گزیند بر آسایش خویشتن کسی زین میان گوی دولت ربود / که در بند آسایش خلق بودکسی گوی دولت ز میدان ربود / که در بند آسایش خلق بوددرون فروماندگان شاد کن / ز روز فروماندگی یاد کن ره نیک مردان آزاده گیر / چو استاده ای دست افتاده گیرکسی نیک بیند به هردو سرای / که نیکی رساند به خلق خدای سعدی نیز مانند حافظ می گوید فرصت را در خدمت به خلق از دست مده:کنونت که دست است خاری بکن / دگر کی برآری تو دست از کفن نکویی کن امسال چون دِه تُراست / که سال دگر دیگری کدخداست(از بوستان، هربیت از حکایتی)سنایی نیز گوید:آن دست و آن زبان که در او نیست نفع خلق / جز چون زبان سوسن و دست چنار نیست از پوریای ولی نیز این بیت:تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن / به دَمی یا دِرمی یا قدمی یا قلمی( این دوبیت از حکمت نامه ی پارسیان نوشته غلامرضا حیدری ابهری ص 239نشر جمال قم)اولیای خدا، همواره در خدمت مردم بودند و خود در رفع نیاز آنان اقدام می كردند. سیره و روش پیامبر و اهل بیتش گویای این حقیقت است و ماندگار . اگر فقط به کتاب شریف اصول کافی ج دوم بنگرید بیش از پنجاه صفحه حدیث در باره ی ارتباط و رفع نیاز از برادران ایمانی و ارزش و پاداش این نوع رفتارها با دیگران آمده است.