خدمت به بندگان خدا در اسلام- 2
38 بازدید
تاریخ ارائه : 4/22/2013 8:34:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

خدمت به بندگان خدا در اسلام- 2
اگر به هیچ آیه ای از قران توجه نکنیم و فقط به همین آیه ی دقت کنیم به "ارزش کمک به مردم" پی می بریم که خداوند رفتار یک نمازگزار چون "علی" رایادآوری می کند که درهنگام نماز هم از خدمت به مردم غافل نبوده و در یک لحظه بین خدا و مردم دوکردارپسندیده را انجام داده است: "نیایش به درگاه حق" و "خدمت به یک فقیر با اهدای انگشتر". ما اگر بودیم آیا در حین نماز چنین می کردیم؟ ابدا بلکه می گفتیم خود را از توجه به خدا باز داریم که به خلق خدا کمک کنیم!! ولی خداوند متعال از ما خواسته است این روش را سرمشق زندگی و ارتباط بین خدا و مردم قراردهیم: انَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعونَ(مائده/ 55): سرپرست تان خدا و فرستاده ‏اش و آنان که ایمان آورده‏، هستند که نماز را به پا مى ‏دارند و زکات را در حال رکوع ادا مى‏کنند. البته پر واضح است: این هدیه و کمک علی علیه السلام زکات اصطلاحی نبوده بلکه نفس کمک به یک نیازمند بوده است.
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/ به علی شناختم به خدا قسم خدا را...
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن/ که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
«به اتّفاق فریقین در باره ی على علیه السّلام نازل گشته. طبرى روایات متعدّدى را در این باره نقل مى‏کند.) تفسیر طبرى، ج 6/ ص 288 و 289) و زمخشرى که از اکابر علماى اهل تسنّن است به طور جزم مى‏گوید: این آیه در شأن على نازل شده و سرّ اینکه لفظ جمع آمده با اینکه مورد نزول آن یک مرد بیش نبوده این است که مردم را به این چنین فعلى ترغیب کند و بیان دارد که مؤمنان باید این چنین سیرت و سجیّه‏اى را کسب کنند و این چنین برخیر و احسان و دستگیرى از فقیران ساعى و حریص باشند و حتّى با نمازى نیز تأخیر نیندازند (یعنى با اینکه در نمازند و موضوع زکات پیدا مى‏شود، تأخیر نکرده و در حال نماز انجام وظیفه مى‏کنند.)( تفسیرالکشّاف چاپ مصر، سال 1373، ج 1/ ص 505)
فخر رازى نیز که همچون زمخشرى از اکابر اهل سنّت و جماعت است مى‏گوید: این آیه در شأن على نازل گشته و علما نیز اتّفاق کرده‏اند که اداى زکات در حال رکوع واقع نشده جز از على. (التّفسیر الکبیر چاپ مصر، سال 1357 ج 12/ ص 30)» ( برگرفته از: مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج‏3، ص: 268 تا ص: 270 سایت استاد شهید مرتضی مطهری)
پس خدمت به دیگران را سرلوحه فرمانبرداری از خدا بدانیم نه فقط به آنچه که گمان می کنیم اسلام است و همیشه همان ها را تکرار می کنیم.
شاید در ذهن برخی چنین پرسشی پدید آید: چرا خداوند با این همه نعمت که آفریده به عده ای این قدر، نداده است که نادار نباشند؟
باباطاهر همدانی در دوبیتی های خود آورده است:
اگر دستم رسد بر چرخ گردون/ از او پرسم که این چین است و آن چون
یکی را می دهی صد ناز و نعمت/ یکی را نان جو آلوده در خون؟
پاسخ این پرسش زیاد است و برهان جامع و بدون خدشه که خداوند هیچ کس را فقیر نمی آفریند. این ما هستیم که با بی فکری و بی توجهی موقعیت های فراوانی را از دست می دهیم و از فرصت ها استفاده نمی کنیم. افزون بر این؛ خداوند چند اصطلاح را در قرآن برای نادارن به کار برده که اگر "ابن السبیل"(در راه مانده را) و یتیم را اضافه کنیم می شود پنج دسته. ولی سه اصطلاح کلی: مسکین(نادار زمینگیرشده)، سائل(درخواست کمک کننده و نیازمند یا به اصطلاح زبان پارسی، گدا) و محروم(کسی که حقش را دیگران خورده اند یا به او نداده اند؛ چه یتیم باشد، چه مسکین و چه ابن السبیل)
قرآن از کسانی که به "ناداران" کمک نکردند، یاد می کند. و از زبان آنان درپاسخ "چه چیز باعث شد تا شما به آتش درافتید": مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟(مُدّثّر/42(
قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ‌ (43) وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ‌ (44) وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ‌ (45) وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ‌ (46) حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ‌ (47) سوره ی مُدّثّر: ما از نمازگزاران نبودیم و خوردنی به ناتوانان ندادیم؛و پیوسته با باطل گراها بودیم؛و همواره روز جزا را دروغ می پنداشتیم.تا زمانی که مرگ برما آمد!
از این آیات بر می آید، کمک به ناداران، انسان را از آتش روز قیامت یا بهتر بگوییم از عذاب جهان پس از مرگ نجات می دهد.
آیه ی دیگری در همین رابطه تأکید بیشتری بر بخشش به ناتوانان دارد:
وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکینِ(ماعون/3): گرایش و رغبتی ندارند تا به ناتوانان نادار غذادهند. طعام دادن استعاره از کمک مالی به انسان های مسکین است.
وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ المِسکینِ(فجر/18): و همدیگر را بر دادن خوراکی به ناتوانان نادار، تشویق نمی کنید.
با توجه به آیات قبل که اشاره به کم شدن داریی و ثروت بعضی دارد و آیات یک سوره به هم پیوسته هستند. بعید نیست منظور این باشد که رسیدگی نکردن به یتیمان و کمک نکردن به ناداران عاملی برای کم شدن ثروت داشته باشد: وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ (فجر/16): اما وقتی که خداوند به منظور امتحان انسان، روزیش را تنگ می کند، می گوید پروردگارم مرا خوار کرده است.
آیه ی دیگری که خداوند به ثروتمندان گوشزد می کند، اشاره به بودن حقی از ناداران در دارایی آنان است تا پولداران بدانند که هرچه از ثروت در دستشان است همه اش به خودشان تعلق ندارد بلکه از اموال فقیران نیزدر دارایی شان جمع شده و وظیفه دارند آن حق را به صاحبانش برگردانند: وَ فی أموالِهِم حّقٌّ لِلسّائِلِ وّ المّحرومِ‌(ذاریات/19)
در آیه ی دیگری نیز همین مطلب آمده است با یک کلمه اضافه: وَالَّذینَ فی أموالِهِم حَقٌّ "مَعلومٌ" لِلسّائِلِ وَ المَحرومِ(معارج/25-24): و کسانی اند[یعنی مؤمنان] که در ثروتشان، حقی مشخص، برای نیازمندان و محرومان است. این دو آیه هردو از سوره های مکی هستند و ربطی به قوانین زکات که بعد از تشکیل دولت اسلام در مدینه نازل شده، ندارد.