عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه بخش دهم (دورشدن از رحمت خدا) قسمت دوم
35 بازدید
تاریخ ارائه : 3/13/2013 12:09:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

ب : مخالفان دين خدا(همفكران باطل ) در جامعه ي حق

1- منافقون (المُنافِقون ).

2 - گناه پيشگان (فى قُلوبِهِم مَرَضٌ ).

3 - اراجيف گويان(خبرهای دهشت انگيز و دروغ، سخن بیهوده و بی اصل): (المُرجِفونَ )

لَئِن لَم يَنتَهِ المُنافِقونَ وَالَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفونَ فِي المَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلا. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً (احزاب/61-60): اگر منافقان و كسانى كه دل هاى شيطانى دارند و اراجيف گويان (موج ايجاد كنندگان ضد حق ) در مدينه - از فعاليت - دست بر ندارند، تو را بر ضدشان مى شورانيم سپس در مجاورت تو نخواهند ماند مگر اندكى ، اگر كوتاه نيامدند آنان طرد شدگان هستند، هر كجا كه پيدا شدند، گرفته شوند و كشته شوند كشته شدنى.

اينان به خدا و پيامبر و مؤمنان اذيت و آزار مى رسانند: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ... وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ (احزاب/58-57): خداوند، كسانى كه خدا و پيامبر را اذيت مى كنند در دنيا و آخرت لعنت كرده...و[همچنين] كسانى كه مؤمنان را اذيت مى كنند.

ج : مشركان

وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکينَ وَ الْمُشْرِکاتِ ... غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ ...(فتح/6): و تا خداوند منافقان و مشركان [از زن و مرد عذاب كند]... خداوند بر آنان خشم گرفته و از رحمت خود دور كرده است .

د: ظالمان

أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ: بدانيد لعنت خدا بر ستمگران است. (هود/18، چه ستمگران كافر باشند يا مشرك يا اهل کتاب مشخّصه ي آنان ستمگرى و ظلم است؛ فرق نمى كند بر بندگان خدا يابرآفريدگارمتعال؛ مثل شرك به خدا كه ظلم گرانى است: أنّ الشِّركَ لَظُلمٌ عَظيمٌ.)

ظلم هرچه باشد دوري از خدا را درپي خواهد داشت. با "سپر" ظلم نمي توان ايمان را نگهداشت. ايمان، "سپر" ايماني دارد. لباس ظلم برازنده ي ايمان نيست. اگر ايمان را لباس ظلم بپوشانيم، لعن و دوري از رحمت خداست؛ نه ايمان و محراب و مسجد.اين نصّ قرآن است. کساني که با زور و ستم، گلدسته ي ايمان مي سازند، بدانند راهشان سنت پيامبر و کتاب خدا نيست:

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ(أنعام/82): آنان که به خدا ایمان آورده و ایمانشان را با ظلم نیامیختند، آنان را ایمنی و آسایش است و همانا ایشان از هدایت شدگانند.

به قول علامه ي طباطبايي در تفسير الميزان، ذيل اين آيه : «(ظلم ) در آيه به معناى مطلق چيزهايى است كه براى ايمان مضر بوده و آنرا فاسد و بى اثر مى سازد.»(سايت مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت)

ظالمان تاريخ در طول قدرتمداري براي حفظ خود، همه جا از لباس تقدس استفاده مي کردند تا بمانند مگر جايي که کارد به استخوانشان مي رسيد. امّا جامعه ي ديني که براي زنده کردن و حفظ دين تلاش مي کند در هيچ موردي از شمشير ستمگران استفاده نمي کند زيرا دين، ابزار ويژه ي اش را براي حفظ خود دارد. معاویه از کسانی بود که برای حفظ خود از هر ابزاری استفاده می کرد. درست بر عکس حضرت امیرالمؤمنین که هدفش حفظ اسلام بود و نه حفظ خود. به همین جهت از ابزار نامقدس برای هدف مقدس بهره نمی گرفت و این نکته را از این فرمایش امام استفاده می کنیم: « وَاللهِ ما معاویة بأدهَی مِنِّی، وَلکِنَّهُ یَغدرُ وَ یَفجرُ. وَ لَولا کرَاهیّة الغَدر لَکُنتُ مِن أدهَی النّاس، وَ لکِن کُلُّ غُدرة فُجرةٍ، وَ کلُّ فُجرةٌ کفَرَةٌ. "وَ لِکلّ غَادِرٍ لِواءٌ یُعرَفُ بِهِ یَومَ القِیامَةِ". وَاللهِ مَا أُستَغفَلُ بِالمَکِیدةِ، وَلا أُستَغمَزُ بِالشَّدیدةِ»(نهج البلاغه صبحی صالح خ 200): سوگند به خدا معاويه از من زیرک تر نيست اما او نيرنگ باز است و مرتكب انواع گناه مي شود اگر نيرنگ ناپسند نبود من زیرک ترینِ مردم بودم ولي هر نيرنگي گناه است و هر گناهي يك نوع كفر است "روز رستاخیزدر دست هر نیرنگ بازی پرچمی ست که با آن شناخته می شود" به خدا سوگند من با كيد و مكر، اغفال نگشته و در رويارویي با سختی ها ناتوان نمي گردم.