عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه بخش دهم (دور شدن از رحمت خدا) قسمت یکم
26 بازدید
تاریخ ارائه : 3/7/2013 10:46:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

دور شدن از رحمت خدا همان مفهوم لعنت خدا مى باشد(- لعن : طرد كردن و دور كردن از روى غضب را گويند: وقتي "لعن" از جانب خدا براي فرد يا گروهي مطرح مي شود، يعنى عذاب دنيايي وعذاب آخرتي اورا در برمي گيرد و مهر و رحمت خداوند متعال شامل حال شخص يا امت ملعون نمى شود. ... بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ... (بقره/88 ) بلكه خداوند آنان را به خاطر كفرشان از رحمت خود دور كرد.
مفردات : «لعنت خدا را در آخرت عقوبت و در دنيا، قطع شدن رحمت و توفيق خدا» گرفته ولى پرروشن است كه عقوبت و عذاب هايى نيز در شامل حال دورشدگان ازرحمت خدا شده است ، مثل امت هايى كه با عذاب هاى آسمانى نابود شده اند. آيه ي 58 سوره ي إسراء به همين نکته اشاره مي فرمايد:
وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً: مردم سرزمينى نيست مگر اينكه قبل از قيامت آنان را هلاك كرديم يا عذاب سختى به آنان داديم ...)
ابن كثير: لعن راطرد كردن و دور كردن از هر خيرى مى داند، طبرسى نيز: دور كردن از رحمت خدا مى داند. در ذيل آيه 88 بقره تفسير ابن كثير ج 1 ص 128، جوامع الجامع ج 1 ص 62 طبع دانشگاه تهران .) .
دور شدن از مهرخدايي در انقراض امت ها و سقوط حكومت ها نقش بسيار مهمى دارد و در حقيقت، دست انتقام خداوند، آنان را گرفتار عذاب و "مَغضوبٌ عَلَيهِم" مى كند حتا اگر بر مناره ي بيت الله الحرام هم به اذان مشغول شوي ، ملعون باشي و روي خدا که برگشت؛ ديگر برگشتني نيست.
وقتى جامعه اي از رحمت حق تعالى دور شد و نظر لطف آفريدگار جهان از آن برگشت، راهى براى بقا و فرار از زوال باقى نمى ماند تا به حيات خود ادامه دهد بلكه مرگش فرا رسيده. بايد خود را تسليم فنا و نابودى نمايد. سعدي گويد:
چو دوران عمر از چهل درگذشت/مزن دست و پا کآبت از سر گذشت
ملعونان يا رانده شدگان از رحمت خداوند در قرآن عبارتند از:
الف : سر پيچان از قوانين و دستورهاى خداوند:
1 - ابليس : إِلاّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ...وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ (ص/78-74): مگر ابليس كه [درمقابل فرمان سجد برآدم،] بزرگي پيشه كرد و از كافران شد... همانا لعنت من تا روز رستاخيز بر تو خواهد بود .
2 - كافران : إنَّ اللهَ لَعَنَ الْكافِرينَ ...(احزاب/64): خداوند كافران را لعنت كرد.
3 - يهود:
- اصحاب شنبه: آنانى كه تعطيلى روز شنبه را با توجيه عملى به ماهيگيرى پرداختند: ...كَما لَعَنّا أصحابَ السَّبتِ...(نساء/47) همانطور كه اصحاب شنبه را لعنت كرديم .
- تحريف كنندگان : مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ ... وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ ...(نساء/46): از يهوديان كسانى كه سخنان[خدا] را از محل كاربردشان تحريف كردند ... ولكن خداوند به خاطر كفرشان آنان را از رحمت خود دور كرد.
- نسبت دهندگان سخنان نامربوط به خداوند: وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ(مائده/ 64): يهود گفتند دست خدا بسته است؛ دستانشان بسته باد؛ لعنت شدند به خاطر آنچه گفتند...
- كافران و قاتلان پيامبران: وَ بَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ ذَ لِكَ بِأنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بَايَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ(بقره/61): گرفتارغضب پروردگار شدند؛ اين بدان جهت بود كه آنها به آيات الهى كفر مى ورزيدند و پيامبران را به ناحقّ مى کشتند آن [گرفتاري] به خاطر سرکشي [درمقابل خدا و پيامبران] و تجاوزگري آنان بود. ...
4 - نصارى : آنانى كه مثل يهود سخنان نامربوط به خداوند نسبت دادند:
وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِیحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِکَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ یُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ...(توبه/30) و يهود گفتند: عزير فرزند خداست و نصارى گفتند: مسيح فرزند خداست آن گفتارشان است كه به با دهانشان هماهنگ شود مثل سخن كسانى كه كفر ورزيدند، خداوند بكشدشان ...