عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه بخش نهم (عدم شناخت حق از باطل) قسمت ششم
28 بازدید
تاریخ ارائه : 2/11/2013 10:14:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

 

 4 - جلوگیرى نکردن از "گردهم آیی" اراذل و اوباش 

امام على علیه السلام درباره ی "اهل غوغا" بیاناتى دارد که این دسته را از عوامل براندازى قلمداد مى فرماید.
اهل غوغا یعنى : "سِفلَةُ الناس"، اینان افرادى هستند که در مقاطع حساس به ویژه هنگامى که جامعه دچار بحران مى گردد، ضربه هاى مهلکى به امنیت جامعه می زنند؛ در اصطلاح به آنان "هَمَجُ رَعاع" نیز مى گویند. (همج: به پشه های ریزی که روی صورت حمار می نشینند، گفته می شود. انسان های ناآگاه، افرادی که توسط فتنه گران تحریک و برانگیخته می شوند. رعاع: افراد پست جامعه). حضرت امیر نیز همین را اشاره فرموده اند. اصطلاح فارسى بکار برده شده درباره این افراد: "اراذل و اوباش" است که دشمن بر روى آنان کار مى کند، از نقاط ضعفشان استفاده کرده و هنگامى که مانع مفقود و مقتضى موجود شد، آنان را به میدان ها و صحنه های پیش بینى شده مى فرستد تا به اهداف خود برسد.
در ایران خودمان دار و دسته شعبان جعفری و دلارهاى آمریکایى تقسیم شده بین آنان در کودتاى 28 مرداد سپهبد زاهدى توسط اشرف پهلوى فراموش شدنى نیست. درعراق دار و دسته صدام نمونه بارز آن است.
شاید این بینش عمیق مردم شناسانه امام على علیه السلام را کمتر جامعه شناسى حتى در این برهه از زمان مطرح کرده باشد.
«هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ یُعْرَفُوا - وَ قِیلَ بَلْ قَالَ(ع) - هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا فَقِیلَ قَدْ عَرَفْنَا مَضَرَّةَ اجْتِمَاعِهِمْ فَمَا مَنْفَعَةُ افْتِرَاقِهِمْ فَقَالَ یَرْجِعُ أَصْحَابُ الْمِهَنِ إِلَى مِهْنَتِهِمْ فَیَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِمْ کَرُجُوعِ الْبَنَّاءِ إِلَى بِنَائِهِ وَ النَّسَّاجِ إِلَى مَنْسَجِهِ وَ الْخَبَّازِ إِلَى مَخْبَزِهِ»(نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 199 ص 504): آنان چون با هم باشند، پیروز شوند و چون پراکنده گردند، شناخته نشوند و گفته شد که امام فرمود: آنان چون گرد هم آیند زیان رسانند و چون پراکنده شوند، سود دهند.  از امام پرسیدند چون اوباش با هم شوند، زیان رسانند را دانستیم، اما چه سودى در پراکندگى آنان است، فرمود: صاحبان کسب و کار  و پیشه وران به کارهاى خود باز مى گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند؛ بنّا به ساختمان سازی و بافنده به کارگاه بافندگى و نانوا به نانوایى روى مى آورد. با توجه به فرمایش حضرت: زمینه ی مهمى که در ظهور "اراذل و اوباش" نقش دارد، بیکارى است که پیشگیرى از آن، امری لازم و"بایدی"است، تا کار اینگونه افراد از بیکارى به گرد هم آمدن  و تشکیل دار و دسته نرسد. نه اینکه منتظر ماند تا تجمع کنند و بعد با نیروی انتظامى و گاز اشک آور با آنان برخورد شود. با بوق و کرناى دشمنان ما آن را به تمام زبانها به گوش مردم جهان برسانند که بیایید و ببینید در ایران با مردم چگونه بد برخورد می شود.
در بخش حکمت نهج البلاغه، مطلبى آمده است که ناخوشنودی امام على علیه السلام را با اهل غوغا نشان می دهد: «وَقَد أُتی بِجانٍ وَ مَعَهُ غَوغاءُ فَقالَ علیه السلام: لاَ مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لاَ تُرى إِلاَّ عِنْدَ کُلِّ سَوْأَةٍ.» (نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 200 ص505): جنایتکاری را نزد امیرامؤمنین آوردند که همراهش مردمان شرّ و شوری بودند. امام فرمودند: جایی نداشته باشند، چهره هایى که فقط در کنار هر زشتى و رسوایى دیده مى شوند.(ابن میثم در شرح نهج البلاغه ج 5 ص345: لامَرحَباً: اجتماعشان دیده نشود.)
وصف این گروه را امام علیه السلام ه زیبا بیان فرموده است : «وَ"هَمَجٌ رَعَاعٌ" أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ...» (نهج البلاغه موضوعى ص 858. خصال صدوق با ترجمه، ص 204 تصحیح و ترجمه سید احمد فهرى زنجانى ، انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران . نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 496): و"هَمَجُ رَعاع"  دسته اى از مردم اند که به دنبال هر قارقار کلاغ و صداى جغدى بلند مى شوند[از هر شایعه و سخن نابجایى پیروی مى کنند] با هر بادى به سمت و جهتى مى روند (جهتگیرى بادى دارند) با نور دانش الهى روشنى نمى گیرند و به پایگاه محکم و مورد اطمینانى پناه نمى برند.
بنابراین میدان فعالیت این گروه را باید خراب کرد تا عامل پر هیاهو و جار و جنجال، عمله ی کم جیره و مواجب استعمار، گردهمایى پیدا نکنند. میدان فعالیت این گروه، جای تجمع آنان نیست بلکه آنچه عامل این می گردد که اینان دورهم جمع شوند از بین برود. اگر لاش یا مرداری باشد، کفتاران و لاشخوران جمع می شوند؛ باید مردار را برداشت تا لاشخوری پیدا نشود و الاّ اگرمردار باشد و شما با تازیانه لاشخوران را بپرانید باز هم از طرف دیگر سراغ لاش مرده می آیند و شما صبح تا غروب باید با تازیانه همین کار را تکرار کنید! که این کار، نهایت بی درایتی ست.