عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه بخش نهم(عدم شناخت حق از باطل) قسمت پنجم
27 بازدید
تاریخ ارائه : 2/9/2013 10:48:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه بخش نهم ("عدم شناخت حق ازباطل ") قسمت پنجم

4 - راه رسیدن به شناخت حق در بحران ها  

قرآن در این باره ما را به تحقیق و کنکاش وامی دارد و جایی که جریان ها و حرکت ها طوری است که لایه های پنهان دارند و نمی شود در آن ها وارد شد تا به شناخت رسید از ورود بر یک جریان و حمایت و جانبداری از دسته ای بر ضد دسته دیگر منع می کند مگر این که نسبت به یک جریان به طور کامل شناخت داشته باشیم: 

1- 4- اصل کلی دفاع از مظلوم را اسلام به ما آموزش داد:«إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ»(الفجر/١٤) : پروردگار تو در کمین ستمکاران است. و امیرالمؤمنین در کوتاه ترین جمله به ما یادآوری کرد: « کُونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلومِ عَوْناً»(نهج البلاغه صبحی صالح، نامه ی 47): دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید. 

این اصل، پرچم حق است که باید آن را برافراشته داشت. اگر دیده شد کسی مظلوم است به راحتی می شود به شناختی رسید که از مظلوم دفاع شود نه با ظالم همگام بود: نشانه ی باطل: ستم کردن بر مردم است و از همین عمل می شود حق را از باطل تشخیص داد. باز حضرت امیر می فرماید: «بِئسَ الزادُ إلَی المَعادِ، العُدوانُ عَلَی العباد»: بدترین توشه برای آخرت، ستم و تجاوز بر مردم است (حکمت ۲۲۱نهج البلاغه).  

همکاری و همیاری فقط در مسیر نیکی و پرهیز از بدی هاست نه یار بدی ها و تجاوزگری ها: «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (مائده/ ۲): بر نیکی و پرهیزگاری یکدیگر را یار باشید و در گناه، تجاوز و دشمنی یارهم، نباشید.

در بیان حضرت رسول(ص) آمده است: اگر انسان به ظالم کمک کند از دین خارج می شود: «مَن مَشی مَعَ ظالِمٍ لِیُعینَهُ وَ هُوَ یَعلَمُ اَنَّهُ ظالِمٌ فَقَد خَرَجَ مِنَ الإسلامِ»: هرکس با ستمگری هم مسیر شود تا به او کمک کند و بداند او ستم پیشه است از دین خارج می شود. (میزان الحکمه / ج ۵ص ۶۱۳). از طرف دیگر کمک به ستمدیده نیکوترین نوع عدل است: أحسَنُ العَدلِ، إعانَةُالمَظلُومِ( همان/ ص ۶۱۴)

2- 4- بدون این که شناخت پیداکنید از دیگران حمایت نکنید: «وَلا تَقفُ مالیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ» (اسراء /آیه ۳۶): به آنچه آگاهی و اطلاع ندارید، اظهار نظر نکنید؛ پیگیرآن نباشید؛ دنبال آن را مگیرید.

3- 4- شناخت با گمان ممنوع:«...إجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» (حجرات / آیه ۱۲): از بسیاری گمان‌ها بپرهیز به درستی که برخی از گمان‌ها گناهند.

4- 4- پرهیز از قضاوت شتاب زده. در باره ی اظهار نظر، نسبت به افراد یا گروه ها، مسأله داوری و قضاوت کردن پیش می آید که انسان یک جانبه درباره ی دیگران سخن نگوید. اسلام راهش را آموزش داده است:

«لا تَقضِ لِلأَولِ حَتّی تَسمَعَ مِنَ الآخَرِ» (کتاب من لا یحضره الفقیه، 3/13/3238 سایت احادیث شیعه) : تا سخن دومی را نشنیده ای به نفع اولی دادگری نکن (نقل قولی است از پیامبر(ص) هنگامی که حضرت امیر را برای مأموریت یمن اعزام فرمود.

رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله:«إذا أتاکَ الخَصمانِ فلا تَقضِ لِواحِدٍ حتّى تَسمَعَ مِنَ الآخَرِ؛ فإنّهُ أجدَرُ أن تَعلَمَ الحقَّ»: پیامبر خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله : هر گاه دو خصم نزد تو آمدند، به سود یکى حکم مده تا سخن طرف دیگر را نیز بشنوى ؛ چرا که با این رفتار به حقیقت بهتر پى مى‏برى. (بحار الأنوار 104/277/7. سایت احادیث شیعه)

(این نوع احادیث از قول ابوبکر و عمر نیز روایت شده به اینترنت مراجعه شود)

«الإمامُ علیٌّ علیه ‏السلام : بَعَثَنی رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله إلَى الیَمَنِ قاضیاً ، فقلتُ : یا رسولَ اللّه‏ِ ، تُرسِلُنی و أنا حَدیثُ السِّنِّ و لا عِلمَ لی بالقَضاءِ ؟! فقالَ : إنَّ اللّه‏َ سَیَهدی قَلبَکَ ، و یُثَبِّتُ لِسانَکَ ، فإذا جَلَسَ بینَ یدَیکَ الخَصمانِ فلا تَقضِیَنَّ حتّى تَسمَعَ مِن الآخَرِ کما سَمِعتَ مِن الأوّلِ ؛ فإنّهُ أحرى أن یَتَبَیَّنَ لَکَ القَضاءُ . قالَ : فما زِلتُ قاضیاً أو [قال :] ما شَکَکتُ فی قَضاءٍ بَعدُ(سنن أبی داوود، 3/301/3582. ): امام على علیه ‏السلام : رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله مرا براى قضاوت به یمن فرستاد. عرض کردم: اى رسول خدا! مرا که هنوز جوانم و قضاوت نمى‏دانم، مى‏فرستى؟ فرمود: خداوند بزودى دل تو را هدایت خواهد کرد و زبانت را استوار. هر گاه دو خصم در مقابل تو نشستند از قضاوت کردن خوددارى کن مگر آن گاه همانطورکه به سخنان اوّلى گوش داده ای، سخنان نفر دوّم را نیز بشنوى؛ زیرا در این صورت کار داورى براى تو روشن‏تر مى‏شود. امام على علیه ‏السلام فرمود: پس از این رهنمود، من پیوسته درست قضاوت کردم یا [فرمود:] دیگر در هیچ قضاوتى دچار شک نشدم.»( سایت احادیث شیعه)

«إذا تَقاضی إلَیکَ رَجلانِ فَلا تَقضِ لِلأوَّلِ حَتّى تَسمَعَ کَلامَ الآخَرِ...»(میزان الحکمة واژه ی قضاء ص ۱۹۶جلد هشتم چاپ دفتر تبلیغات ۱۳۶۳ به نقل از کنز العمال): بین دو نفر که برای دادگری نزدت آمده اند تا سخن هردوی آنها را نشنوی، قضاوت نکن...

با توجه به آنچه از کتاب و سنت آورده شد، نباید برای منافع گروهی خود، یا دلبستگی به یک طرف، یا عدم شناخت لایه های پنهانی افراد، با قضاوت کردن، دیگران را منافق، بی دین، مرتد و محارب پنداشت و خود را امام زاده ی پاک و بی آلایش دانست. باز از امام علی برای حُسن ختام این بحث کلامی شایان ذکر است: در امر قضا گمان نباید راه داشته باشد: «لّیسَ مِنَ العَدلِ القَضاءُ عَلی الثِّقَةِ بِالظَّنِ»: داوری با ظن و گمان بر افراد مورد اطمینان دور ازعدالت است. (حکمت ۲۲۰نهج البلاغه) وقتی دور از عدالت باشد یعنی ظلم است و آخرت خراب کن. اگر آخرت گراییم و دین را به دنیا نمی فروشیم، راه را به ما، نمایانده اند.

هنگاهی که مغزمعرفتی انسان چون رایانه ویروسی می شود و قدرت تشخیص ندارد و به شناخت حق نمی رسد، بنا به فرمایش حضرت امیر باید رفتار بچه شتر (حاشی) را منش خود قرار داد:

«کُن فِی الفِتنةِ کَابنِ اللَّبونِ لا ظَهرٌ فَیُرکَبَ وَ لا ضَرعٌ فیُحلَبَ»: در فتنه ها چون حاشی باش؛ که نه پشت و کمر قابل سواری دادن دارد تا بر او سوار شوند نه پستانی دارد تا از آن برای خود شیر بدوشند. (حکمت۱ نهج البلاغه)

5- 4- تقوا داشتن، خویشتن دار بودن نسبت به حب و بغض ها. باید تقوا پیشه کرد تا در دام دنیا پرستان نیفتاد که از او بهره برداری کنند. وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا...وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا (طلاق / آیات ۲ و ۳):هر کس به وسیله ی تقوا، خود را از محاکمه خدایی باز دارد، خداوند راه برون رفت از بن بست را برایش ایجاد می کند...کسی که خدا را پشتیبان خود قرار دهد، همو برایش بس است. خدا کار خودش را به انجام می رساند و برای هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرر داشته است.

6- 4- فرمان برداری گناهانه ممنوع. امام علی می فرماید: اسلام اجازه نمی دهد بر اثر فرمانبری از مخلوق، گناه خدا انجام شود زیرا انسان از دین خارج می شود: «لا دینَ لِمَن دانَ بِطاعَةِ المَخلوقِ فی مَعصیَةِ ‌الخالِقِ» (میزان الحکمة ج: ۵ ص ۵۷۱). «لاطاعَةَ لِمَخلوقٍ فی مَعصیَةِ الخالِقِ»(امام علی. نهج البلاغه/حکمت 165)

اینها نمونه هایی از شناخت راه حق در بحران ها از باطل است.