چرا بدکاران کردارشان را می پسندند؟
42 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2012 8:28:00 PM
موضوع: علوم قرآنی


«أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ...»( فاطر/8):آيا آن كس كه زشتى كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مى‏بيند[مانند مؤمن نيكوكار است‏]؟ چرا باید انسان به جایی برسد که قدرت تشخیص و بصیرت "درون نگری" از او رخت بربندد و نفهمد که آنچه را انجام می دهد زشت است نه زیبا! ولی از گردنه ی بدبختی تا جایی بالا رفته است که تمام کارهایش را خودش نیکو می بیند. همانند آن دامپزشکی که ابراز چشم حیوان را برای چشم انسان به کار برد و چشم مریض خود را کور کرد و گمان می کرد با عمل پزشکی اش چشم انسان مریض را مداوا کرده است ولی نتیجه برعکس بود و دوستی اش دوستی "خاله خرسه" از آب درآمد:« مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می کند، در دیده ی او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند. گفت: برو، هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی»( لطیفه ها و حکایت ها؛ حسین بافکار، صفحه 177 برگفته از سایت حوزه )هم دامپزشک ندانم کار بود و هم مریض نادان. نادانی، از بدترین دردها و بزرگ ترین بدبختی هاست که گریبان گیرعده ای از انسان هاست. افراد نادان، قدرت تشخیص عقلی ندارند به همین جهت کردار بد خود را خوب می بینند فقط وقتی نتیجه کردارشان گریبان گیرشان شد می فهمند که چه اشتباهی کردند و آن وقت هم دیگر همه چیز از دستشان بیرون رفته و عامل اصلی گرفتاری های فردی و اجتماعی بسیاری می شوند. همه ی بدبختي هاى لجبازان است كه اعمال زشتشان به خاطر هماهنگ بودن با شهوات و قلب هاى سياهشان در نظرشان زيباست .به قول مولوی جلال الدین بلخی: هر که اول بنگرد پایان کار/ اندر آخر او نگردد شرمسار*عاقبت بینان بُوَد اهل رشاد/ در نگر "واللّهُ اَعلَمْ بِالسّداد"بديهى است چنين كسانی نه گوش به پند دیگران می دهند؛ نه از تجربه های دیگران عبرت می گیرند؛ نه آمادگى براى شنيدن انتقاد دارند؛ و نه هرگز حاضرند مسير خود را تغيير دهند؛ نه پيرامون اعمال خويش به تجزيه و تحليل مي پردازد؛ و نه از نتیجه ی پایانی آن بيمناكند است؛غدّ و یک دنده اند؛ اين مصيبت بسيار بزرگی که در آن خود را به بند کشیده اند. قرآن آن را زیان بارترین کردار :«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم‌ بِالاخْسَرِينَ أَعْمَـٰلاً (103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي‌ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» (کهف/104): «بگو (اي‌ پيامبر!) آيا من‌ شما را آگاه‌ کنم‌ بر آنانی كه‌ کردارشان‌ زيان‌بارتر است‌؟ آنان‌ كساني‌ اند كه‌ سعي‌ و كوششان در راه‌ به دست آوردن زندگاني‌ پست‌تر(دنیایی) گم‌ شده‌ است‌ در حالي كه‌ خودشان‌ مي‌پندارند كه‌ كردارنيكو دارند.«اما چه كسى اعمال سوءِ بدكاران را در نظرشان جلوه مي دهد؟ خداوند؟ يا هواى نفس؟ و يا شيطان ؟بدون شك عامل اصلى هواى نفس و شيطان است، اما چون خدا اين اثر را در اعمال آنها آفريده ميتوان آن را به خدا نسبت داد، زيرا انسانها هنگامى كه گناهى را مرتكب ميشوند در آغاز كه فطرتشان پاك و وجدانشان بيدار و عقلشان واقع بين است از عمل خود ناراحت ميشوند، اما هر قدر آن را تكرار ميكنند از ناراحتى آنها كاسته مى شود.تدريجا به مرحله بى تفاوتى ميرسند، و اگر باز هم تكرار كنند زشتيها در نظرشان زيبا ميشود، تا آنجا كه آن را از افتخارات و فضائل خويش ‍ ميپندارند در حالى كه در منجلاب بدبختى غوطه ور شده اند.جالب اينكه قرآن به هنگامى كه اين سوال را مطرح مي كند آيا كسى كه زشتى عملش در نظرش تزيين شده و آن را زيبا مي بيند … نقطه ی مقابل آن را صريحاً ذكر نميكند، گویى مي خواهد به شنونده مجال وسيعى بدهد كه امور مختلفى را كه مي تواند نقطه مقابل باشد در نظر خويش مجسم كند و بيشتر و بيشتر بفهمد گویى مي خواهد بگويد آيا چنين كسى همانند افراد واقع بين است ؟!...آيا چنين كسى همانند پاكدلانى است كه هميشه به محاسبه نفس خويش ‍ مشغولند…»(تفسیر نمونه ذیل این آیه )