به مناسبت بعثت رسول الله (ص)
47 بازدید
تاریخ ارائه : 6/17/2012 11:46:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

( به مناسبت بعثت رسول الله اینجا آوردم این مطلب سلسله وار در وبلاگم موجود است)

6-"برخورد ناشايسته" ازعوامل سقوط فرادستان از فرودستان-4

بنا به فرمايش قرآن، پيامبراكرم "فَظّاً غَليظَ القَلبِ" نبود، اگر در برخوردها، خشن وسنگدل بود، مردم از دور او پراكنده مى شدند: "لَانفَضُّوا مِن حَولِكَ" (آل عمران/159) پيامبر اكرم با مردم از در رحمت ، نرمى و لطف وارد مى شد و قرآن در آغاز همين آيه مى فرمايد: "فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم": نرمخو شدنت به آنان از رحمت خداوند است.

بنظر مى رسد چون ما در مسند قدرت قرار گرفته ایم، اگررفتارو كردار پيامبر را از قرآن نمى شنيديم، باور نمى كرديم و مى گفتيم سندش صحيح نيست!؟ ولى خوشبختانه جاى انكار نيست. نص قرآن است نقل تاريخى يا روايى نيست كه بگوييم ساخته و پرداخته جاعلان حديث و تاريخ نويسان است، افزون بر اين: حتّا هيچ يك از رفتار و برخورد شایسته پيامبر به صلاح حكام جور و جاعلان حديث نبوده است تا بخواهند آن را نشر دهند بلكه اگر مى توانستند همين مقدار كم را كه ذكر شده و در كتب روايى و تاريخ آمده بيان نمى كردند. جاعلان حديث وابسته به حُكّام جور براى اين كه اعمال و رفتار حاکمان خود را توجيه كنند، این کردارِ خلاف سنت و روش پیامبراسلام را با بافتن حدیث، به پيامبر نیز نسبت میدادند! مثل فراموش كردن غسل جنابت و براى نماز حاضر شدن ، يك ركعت كم و زياد كردن، رفت وآمد در حین نماز، سهو در نماز، نگفتن بسم الله الرحمن الرحیم درهنگام خواندن سوره حمد در نماز و استفاده از غنا و.. بنابراين از خوى و خصلت پيامبر در برخورد با مردم نيز بسيارى از وقايع بوده كه چون به صلاح حكام بنى اميه و بنى عباس نبوده از آنها مطلبى بيان نشده است.(به کتاب "نقش ائمه در احياء دين" ص 293 - 216 مجموعه جلد يك الى جهار و به "معالم المدرستين" بالاخص ج2 ص 50 (منع كتابت سنت رسول الله ). مرحوم علامه عسكرى مراجعه شود كه نكات بسيارجالب و مستندی وجود دارد. آن حضرت تند خويى و بدزبانى همسران مشهورش را تحمل مى نمود. دو تن از همسرانش كه اسرار پيامبر را فاش كردند و با توطئه چينى و تبانى به آزار آن وجود متخلق به اخلاق عاليه پرداختند از خود طرد نكرد و امين وحى با آوردن آياتى آنان را توبيخ و تهديد كرد.(سوره ی تحریم/آیات:5-3)

عايشه و حفصه ، آنقدر در اذيت و آزار پيامبر پيشروى كردند تا ابوبكر و عمر- دو خلیفه ی بعد از پیامبر- در صدد تنبيه دختران خود برآمدند ولى پيامبراكرم جلوگيرى كرد (صحیح مسلم ج 4ص 187چاپ بیروت مکتب تچاری للطبع و التوزیع) اين نوع رفتار زيبا وجالب با طبقه ی زنان، آن هم در زمانى كه چهره ی خشونت عرب نسبت به زنان، رنگ و بویش و فرهنگ آن در جامعه وجود داشت ، شگفت انگيز است .

پيامبراجازه نمى داد حتى اطرافيانش به غير مسلمانان پرخاش نمايند تا چه رسد به اين كه مسلمانى، مسلمان ديگر را به باد ناسزا بگيرد.

«روزى چند يهودى بر آن حضرت وارد شدند و با طرز مخصوصى سلام كردند كه بوى جسارت در آن وجود داشت، پيامبر با تغافل در جواب فرمود: "وعليكم": بر شما باد، عايشه متوجه قصد آنها شد و با عصبانيت شروع به پرخاش و ناسزا گويى نمود، پيامبر فرمود: "عايشه! آرام بگير، بد زبانى نكن مگر نمى دانى خداوند رفق و مدارا با همه كس را دوست دارد.»(صحیح مسلم ج7ص 4 به معارف اسلامی از دروس عمومی دانشگاه ج 2 ص 60) پيامبر درباره ی خود اهل انتقام نبود، جسارت كنندگان و حرمت شکنان را با ديده اغماض مى نگريست؛ عفو و بخشش را بر انتقام ترجيح مى داد.

«در برگشت از غزوه تبوك كه تعدادى از منافقان شناخته شده از ديد پيامبر، در حالى كه صورت هاى خود را پوشيده بودند كه ديگران آن ها را نشناسند، قصد ترور پيامبر را نمودند و هنگام عبور از گردنه رفتند تا مركب آن حضرت را رم دهند با اين كه بعضى ياران پيامبر اصرار كردند تا نام آنان را فاش كند ولى آن "وجود سر پوش" از افشاى نام آن منافقان صحابه خوددارى فرمود و از مجازاتشان چشم پوشيد.» (امتاع الاسماع مقريزى ج1ص 479. به نقل از معارف اسلامی از دروس عمومی دانشگاه ص 61.) «عبدالله بن ابى، سركرده ی منافقان كه از شايعه سازى و مخالفت با پيامبرومسلمانان فروگذار نمى كرد؛ همو بود كه گفت : "اگر به مدينه برگردم اين طفيلى هاى زبون يعنى مهاجران را از آنجا بيرون مى كنم» و آيات درباره او نازل گرديد(اشاره به آيه ی 8 سوره ی منافقون)؛ پيامبر نه تنها با او برخورد بدى نداشت بلكه با كمال مدارا رفتار مى كرد حتى وقتى مريض شد به عيادت او رفت ». (امتاع الاسماع مقريزى ج 1 ص 496. به نقل از معارف اسلامی از دروس عمومی دانشگاه ص 61.)

 درباره ی خود، بدرفتارى ديگران را مى بخشيد و تسامح مى كرد ولى نسبت به قوانين خدا مسامحه نمى فرمود حتى شفاعت ديگران را نمى پذيرفت و مى فرمود: «اقوام و ملل پيشين دچار انقراض نشدند مگر اينكه در اجراى قانون عدالت تبعيض روا داشتند هرگاه يكى از طبقات بالا مرتكب جرمى مى شد، او را بخشيدند ولى اگر كسى از زيردستان جرمى همانند او انجام مى داد، او را كيفر مى دادند، قسم به خدا كه جانم در دست اوست اگر چه مجرم از نزديك ترین خويشانم باشد.» (صحيح بخارى ج 5 ص 152. در بحث "ظلم و بى عدالتى" نيز مطلب را آورده ايم.) آن حضرت اینگونه بود که اسلامش دیگران را به گرایش واداشت. آیا رفتار و منش ما با دیگران به روش پیامبر خواهد رسید؟ رفتار ما در کویررملی بیتوته می زند و خرناسه می کشد و رفتار آن حضرت در چمنزار سرسبزو پراز عطر گل های بهاری که دیگران را به سیر و سیاحتِ آنجا می کشاند، قرار دارد. زنبوران عسل نیز بر گل ها می نشینند و از بدبوها گریزانند.

به قول سعدی :

«کس نبیند که تشنگان حجاز/ به سر آب شور گرد آیند

 هر کجا چشمه ای بود شیرین/ مردم و مرغ و مور گرد آیند»

پيامبر در برخورد با مردم آنقدر صادقانه با صفا و صميميت رفتار مى كرد كه حتا آن حضرت را اذيت و آزار مى دادند و مى گفتند: «محمد گوش است هر چه بگوييد مى پذيرد»(لذا مى توان او را فريب داد): مِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبىَّ وَ يَقولَونَ هُوَ أُذُنٌ ... (توبه/61).

مردم تشنه ی گوش دادن بزرگان به سخنان خود هستند. در دنیا فقط  پیامبران خدا به ویژه رسول الله(ص) چنین بودند و الاّ کسی گوش به حرف فرودستان و آستین پاره ها نمی دهد. یک نفر هم که گوش می داد را نتوانستند، درک کنند؛ او را ریشخند می کردند. بزرگان، خود همه چیز می دانند ولی مردم به این نکته توجه ندارند و خیال می کنند فقط خودشان می فهمند! پیامبر آمد تا سنت گوش بودن را دربین انسان ها جاری کند و گوش باشند نه زبان! ولی توان هضم آن را این اعراب بادیه نشین نداشتند.